
خوشحالم که حالش خوبه...
ادامه مطلب
چه لحظه بی احساسی پیش میاد چکار کنم xa0...
ادامه مطلب
وقتی دیدم زنده است بال گشودم چقدر لبخندی قشنگی از خودم دیدم نه برای نبودش برای دیدنم تو بیزار از شهر و کوچهایی ، من بیزار از خوابم ماه گذشت هر شب خواب تو بود در روزم چه شب بیداری هایی چقدر دنبال زنده بودنت میگشتم زندگی است دیگر معلوم نیست مرا به چه چیزی فروخت و من رفتم فال گرفتم دیدم که بر میگردد ولی چه سود که او میگوید دل چرکینم مرا پس زدیی و گفتی از تو تنفر دارم به کدام گناهم ؟ مگر تنهایت گذاشته بودم ؟ مگر جز این بود که گفتم نباشد ؟ مرا حذف کردی ، نکردی؟و من توانستم تلخ ترین ماه عمرم را داشته ...
ادامه مطلب